شرلی جکسون
زنِ چاق و زشتی که اهالی محل مدام متلک بارش می کردند. شوهر بد اخلاقش تحمل ناپذیر بود. بچه هایش خانه را همیشه مثل آشغال دانی نگه می داشتند و اصلن حرف گوش کن نبودند. مادرش همیشه، حتا بعد موفقیت کتاب های شرلی، به او رکوفت می زد و یک بار هم بعد از این که عکسش در مجله ای چاپ شد، گوشی را برداشت و به شرلی داد و بیداد کرد که چرا گذاشته عکسی به این بی ریختی را توی مجله چاپ کنند. " لاتاری " شاهکار شرلی ست که قصه ی نوشته شدنش، ظرف یک روز، شاید به اندازه ی خودش خواندنی و جالب باشد. لاتاری، هنوز تازگی دارد و مدام چاپ می شود. مجموعن شش رمان، دو کتاب خاطرات و یک مجموعه داستان منتشر کرد و در پنجاه و یک سالگی مرد.
لاتاری
به جز موضوع و اندیشه، بقیه ی عناصر تشکیل دهنده ی " لاتاری " حرف تازه ای برای گفتن ندارند. در واقع بقیه ی عناصر داستان در لاتاری به شکلی سنتی کامل شده اند تا به کمک موضوع بدیع و اندیشه ی نابِ پشت اثر بیایند. ساختار روایت در لاتاری چنان کامل و بی نقص ست که خواننده به راحتی می تواند آن را یک نفس تا به انتها بخواند و شاید هم لذت ببرد ! در پس چراییِ این "شاید" حرف های زیادی نهفته است. بازتاب های گونه گونی که این اثر در میان مخاطبان مختلف داشته شاید پاسخ خوبی به این چرایی باشد. مخاطبانی که به خاطر این داستان آن قدر عصبانی و شاید وحشت زده شده اند که دست به تهدید نویسنده زده اند. و مخاطبان دیگری که در عین وحشت زدگی به دفاع از لاتاری برخاسته اند. همه ی این ها پیامد یک لاتاری ست، لاتاری یی که شرلی جکسون در مقابل آن احساس ناتوانی می کند. لاتاری یی که پایان آن را می داند ولی نمی تواند آن را تغییر دهد. هنگامی که شخصیت خانم هاچینسن در داستان قرعه ی لاتاری به نامش می افتد (از قول خود نویسنده) شاید خیلی ها انتظار دارند که او برنده ی یک ماشین لباسشویی شود ولی پایان لاتاریِ جکسون این طور نیست. برنده ی لاتاری طبق یک سنت دیرینه باید سنگسار شود و همین نقطه ی وحشتناک داستان است. شاید بتوان گفت نویسنده با دیدگاهی پسامدرن به نقد مدرنیته ی حاکم برخاسته و خواسته است که در عصر عدم قطعیت، قطعیت این لاتاری را به رخ ما بکشاند و شاید هم خواسته بگوید دنیا همینه که هست و از این لاتاری راه فراری نیست و شاید ها و پرسش های بسیاری که سال هاست اطراف " لاتاری " وجود دارد و تنها پاسخِ به آن ها خودی " لاتاری " ست.
X