بسم الله...
18 شهریور 1389
خانه  .  وبلاگ  .  کتابخانه  .  مقاله‏ها  .  داستان‏ها  .  درباره ما  .  تماس با ما http://www.seapurse.net/  
صفحه اصلی 
کتابخانه مجازی 
blog.php 
بنیاد مقالات سایت گرداب 
داستان‏های کوتاه 
اربابان قلم 
از نگاه دیگران 
پیوندهای سایت گرداب 
ارتباط با گرداب 
فهرست‏های ویژه
کتاب‏های موبایل
کتاب‏های نیازمند خطایابی

خبرنامه سایت گرداب
ثبت نام در خبرنامه
لغو عضویت
قوانین ما در حفظ اسرار شما
Google Page Rank

چند لینک تصادفی
کتاب نیوند
کتابخانه پرنیان
سیب تلخ
باشگاه اندیشه
سید محمد خاتمی
همراهان
کتاب‏نمای جهانی 9
پارس تک
کتابهای رایگان فارسی
کتابخانه آریانا
بی‏وجدان
«مشاهده همه لینک‏ها»

آمار هفته اخیر
این صفحه: 39
کل سایت: 3856



زندگی در پیش رو 25 مهر 1388
2268 بازدید
  رومن گاری. ترجمه لیلی گلستان. (تهران، بازتاب نگار، 1380)



1.2 مگابایت
[گزارش مشکلات دریافت]  


از مقدمه مترجم
در «زندگی در پیش رو»، زندگانی جریان عادی و معمول را طی نمی‌کند. امّا قصه بذر گل‌هایی را به همراه دارد که می‌توانند زیبا و شکوه‌مند، بشکفند.
قصه ما را حیران می‌کند، به سوی ظرافت‌ها و لطافت‌ها سوقمان می‌دهد، و هم‌زمان به سوی اهمیت ژرف‌گری و روشن‌بینی. زمینه‌ی قصه از لحاظ جذب خواننده هیچ کم و کسری ندارد. بسیار مردمی است و بسیار مردم‌پسند. محله‌هایی را که برایمان تعریف می‌کند، محله‌ی «گوت دور» است. محله‌ی فقیرنشین و غریب‌نشین؛ و محله‌ی خانه‌های آن‌چنانی در سطح پایین. امّا از دید نویسنده، ما با آن‌جا طور دیگری آشنا می‌شویم. دید او از این محله، با دید ژان ژنه یا آدامف بسیار متفاوت است. نمی‌شود از او ایراد گرفت که چرا همانند امیل زولا یا ماکسیم گورکی، این محله و این قشر از جامعه را توصیف و تعریف نکرده. تعریف او تعریف دیگری‌ست.
او این دنیای پر از ذلت و خواری و درد و خشونت و تحقیر را با رنگی گل‌بهی نقش کرده. این دنیا را پذیرفته و دقیقاً تفاوت دید او با دید ‌آن‌ها که قبلاً تصویرگر این دنیا بوده‌اند، در همین‌جاست. پسربچه‌ی قصه، نه خشونت بچه‌های خاص آن محل را دارد و نه نرمش ‌آن‌ها را. او اخلاقی خاص خود دارد. به نیابت نویسنده، در آن محل حضور یافته و گاه‌گداری حرف‌های به‌اصطلاح گنده‌تر از دهانش می‌زند. شاید به دلیل خواست عمدی نویسنده و یا شاید به دلیل مصاحبتش با بزرگ‌ترها.
او بچه‌ای است که می‌بیند. خوب هم می‌بیند. تیز هم می‌بیند و همه را هم ضبط می‌کند. هم‌صحبت‌هایش یک پیرمرد مسلمان عاشق قرآن و عاشق ویکتو هوگو است و یک زن پیر دردمند.
هرچند با بچه‌ها حرف می‌زند و بازی می‌کند، امّا با ‌آن‌ها یکی نمی‌شود. در مجاورت ‌آن‌ها بچه نمی‌شود. او بچه‌ای ساخته‌ی نویسنده، امّا بچه‌ای به‌شدت پذیرفتنی و دوست‌داشتنی. کتاب نیز به‌همچنین. در بیست صفحه‌ی اوّل کتاب، محمّد می‌خواهد همه‌چیز را به‌سرعت بگوید؛ پس درهم و برهم حرف می‌زند. می‌خواهد مثل بزرگ‌ترها حرف بزند، پس گنده‌گویی به سبک بچه‌ها می‌کند. جمله‌بندی‌هایش گاه از لحاظ دستوری غلط است . حرف‌ها و مثال‌هایش گاه، در کمال خلوص نیت، پرت و عوضی است! و گاه درک‌نشدنی. به همین دلیل ذهن خواننده در آغاز کمی مغشوش می‌شود. امّا بعد به روش گفتار او عادت می‌کند و تمام پراکنده‌گویی‌های گه‌گاه محمّد را راحت می‌پذیرد.

 X


1.2 مگابایت
[گزارش مشکلات دریافت]  

مطالب مرتبط:
لیلی گلستان
[شخصیت]
رومن گاری
[شخصیت]

پیشنهاد لینک مطالب مرتبط:
تازه‏ترین‏ها:
[جدید] قرآن! من شرمنده‏ی تو ام
[مقاله]
روشن‏فکر مُرد، زنده‏باد روشن‏فکری
[دیگران]
وجدان بیدار
[کتاب]
پاپا، پدر من
[کتاب]
استاد عشق
[کتاب]
چرا باید آثار سروش را نخوانیم؟
[دست‏نوشته]
اندیشه‌نگاری اندیشمندان معاصر
[دیگران]
چرا اخلاق رقابت لازمه طبقه سیاسی است؟
[مقاله]
کسروی چه می‏گوید
[دست‏نوشته]
کاشت موی طبیعی
[کتاب]
قفسه مکانی است برای گردآوری فهرستی از کتابهای رایگان الکترونیکی.
درباره این کتاب با ما سخن بگویید:
نام:
ایمیل:
وب:
پیام:
  به صورت خصوصی ارسال شود
 
+ نشانی ایمیل الزامی نیست و هرگز هم در سایت منتشر نخواهد شد. (قوانین ما در حفظ اسرار شما)
+ پیام‏هایی را که به این کتاب خاص مربوط نیستند، اینجا ارسال فرمایید.
 
پیام‏های شما
همکاری با گرداب
یاران گرداب
راهنمای استفاده
درباره ما
سایت گرداب، یک پایگاه کاملاً شخصی است و نقل و برداشت از کلیه مطالب موجود در آن، بلامانع است.
rss.xml